ترجمه "campainha" به فارسی
زنگ, زنگ اخبار, زنگوله بهترین ترجمه های "campainha" به فارسی هستند.
campainha
noun
feminine
دستور زبان
-
زنگ
nounEle tinha um dedão de robô que ia clicando na campainha.
یک شست روبوتی داشت که کلید زنگ رو فشار می داد.
-
زنگ اخبار
nouncomo o que se usa em campainhas.
واقعا" این حسگر فشاری، مانند نوعی است که در زنگ اخبار استفاده میشود.
-
زنگوله
O velhote aleijadinho com a campainha?
منظورت اون يارو فلجه با اون زنگِ زنگوله وار هستش ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campainha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن