ترجمه "capela" به فارسی

نمازخانه, کلیسای کوچک بهترین ترجمه های "capela" به فارسی هستند.

capela noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمازخانه

    edificio religioso

    Só obtivera uma encomenda para pintar os 12 apóstolos num cenário decorativo no teto da Capela Sistina que seria parecido com qualquer outro teto italiano.

    او با ماموریت نقاشی کردن ۱۲ حواری با پس زمینهای منقوش عازم نمازخانه سیستین شد که مانند هر سقف دیگری در ایتالیا میبود.

  • کلیسای کوچک

    noun

    Havia uma capela e um distrito que abrangiam a maior parte de Massachusetts e Rhode Island.

    یک کلیسای کوچک و یک منطقه که بسیاری از ماساچوست و رُد آیلند را فرا می گرفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " capela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "capela"

عباراتی شبیه به "capela" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "capela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه