ترجمه "cauda" به فارسی

دم, دُم, dom بهترین ترجمه های "cauda" به فارسی هستند.

cauda noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    O exemplo de deficiência mais vulgarmente citado é a cauda do pavão.

    رایج ترین مثال برای یک نقص عضو دم طاووس است.

  • دُم

    O idoso e altamente respeitado é a cabeça, e o profeta que dá instrução falsa é a cauda.

    مرد پیر و مرد شریف سر است و نبیای که تعلیم دروغ میدهد، دُم میباشد.

  • dom

  • ترجمه های کمتر

    • دنب
    • دنبالچه
    • ذنب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cauda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cauda
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    Cauda da fênix flor de pêssego do Restaurante da avó.

    دم ققنوس و شکوفه هلو از رستوران مادربزرگ

تصاویر با "cauda"

عباراتی شبیه به "cauda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cauda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه