ترجمه "cebola" به فارسی
پیاز, پياز, پیازها بهترین ترجمه های "cebola" به فارسی هستند.
cebola
noun
feminine
دستور زبان
De 1 (planta)
-
پیاز
nounIsto não é um pequeno pedaço de terra para se cultivarem nabos e cebolas.
این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.
-
پياز
De 1 (planta)
Se meia cebola está podre, é uma cebola podre.
اگر نصف ِ پياز سياه و گنديده باشه اون پياز گنديدست.
-
پیازها
-
ترجمه های کمتر
- تکمه
- زگیل
- سوخ
- سیبک
- پيازهاي بهاره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cebola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cebola"
عباراتی شبیه به "cebola" با ترجمه به فارسی
-
پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
-
راكيو
-
تره فرنگی · موسیر · پیازچه
-
موسیر · پیازچه
-
پيازهاي بهاره
-
موسير · موسیر · پیازهای کوهی · پیازچه
-
پیاز کوهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن