ترجمه "cego" به فارسی

نابینا, کور, kond بهترین ترجمه های "cego" به فارسی هستند.

cego adjective noun verb masculine دستور زبان

cego (como em lâmina cega)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابینا

    adjective

    Claro que, os audiolivros para cegos precederam toda esta tecnologia.

    البته، کتاب های گویا برای افراد نابینا پیش از تمام این تکنولوژی ها وجود داشته اند.

  • کور

    adjective

    Olho por olho apenas faz com que todos fiquem cegos.

    چشم در مقابل چشم در نهایت فقط همه جهان را کور خواهد کرد.

  • kond

  • ترجمه های کمتر

    • kur
    • ناشنوا
    • کر
    • کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cego " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cego" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cego" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه