ترجمه "chantagem" به فارسی

شانتاژ, باج سبیل, تهدید بهترین ترجمه های "chantagem" به فارسی هستند.

chantagem noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شانتاژ

  • باج سبیل

    noun
  • تهدید

    noun

    Eu vou dar o telefonema e acabar com essa chantagem.

    خب, من یه تماس برات میگیرم و این تهدید رو برات از بین میبرم

  • رشوه

    noun

    Estás a ameaçar-me com chantagem a menos que eu te dê informações.

    تو ميخواي به من رشوه بدي تا اطلاعات رو بهت بدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chantagem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chantagem
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شانتاژ

اضافه کردن

ترجمه های "chantagem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه