ترجمه "charme" به فارسی

افسون, التماس, طلسم بهترین ترجمه های "charme" به فارسی هستند.

charme noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسون

    noun

    Nem o Sr. Zhong consegui-o resistir ao charme dela.

    حتي لرد ژانگ نتونست در برابر افسون خودش مقاومت کنه.

  • التماس

    noun
  • طلسم

    noun

    Estou certo que ela usou seus outros charmes.

    مطمئنم که از طلسم هاي ديگش استفاده کرده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " charme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "charme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه