ترجمه "chato" به فارسی
صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "chato" به فارسی هستند.
chato
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
صاف
adjectiveEla vai ressaltar pela atmosfera como uma pedra chata num lago.
مثل یه سنگ صاف که از روی آب میپره از توی جو میپریم بیرون.
-
مسطح
adjective -
هموار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کسل کننده
- اذیت
- ازار
- خسته کننده
- رنجش آور
- مایه رنجش
- ملال آور
- ناراضی
- کج خلق
- گردن درد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chato" با ترجمه به فارسی
-
ماهی پهن
-
دوبه
-
صافی کف پا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن