ترجمه "combater" به فارسی
جنگ کردن, جنگیدن, جنگیدن با بهترین ترجمه های "combater" به فارسی هستند.
combater
verb
دستور زبان
-
جنگ کردن
verbDe repente, começaram os combates.
ناگهان مجاهدین شروع به جنگ کردند.
-
جنگیدن
verbO povo escolheu Jefté para combater os maus amonitas.
یَفتاح به وسیلهٔ مردم برای جنگیدن علیه عمونیهای بد، انتخاب میشود.
-
جنگیدن با
verbO que nunca contam sobre combater vilões é que nada permanece o mesmo.
چیزی که هیچوقت درباره جنگیدن با شرورها نمی گن اینه که هیچوقت مثل قبل نیستن
-
ترجمه های کمتر
- مبارزه کردن
- مقابله کردن
- کشتی گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " combater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "combater" با ترجمه به فارسی
-
جاذبها · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت
-
انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · مديريت آفت · کنترل آفت
-
تانک
-
تفنگ جنگی
-
کنترل پرنده
-
روشهاي كنترل آفت
-
ورزش مبارزهای
-
عملیات امداد و نجات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن