ترجمه "conflito" به فارسی
تداخل, تضاد, درگیری بهترین ترجمه های "conflito" به فارسی هستند.
Um estado de oposição ou desacordo entre ideias, interesses, etc.
-
تداخل
Deixe-me assegurar-lhes que não haverá conflito de interesses entre eu e David Ershon.
هيچ تداخل کاري در وظيفه من و موکلم وجود نداره
-
تضاد
nounGosto de caubóis e índios por causa dos conflitos!
آخه بين گاوچرون ها و سرخ پوست ها يه تضاد هميشگي وجود داره.
-
درگیری
Conflito no campo
Mas a crise climática é o conflito raro, mas muito importante, o conflito global ou estratégico.
اما بحران آب و هوا درگیری نادر اما همیشه مهم است جهانی، یا راهبردی.
-
ترجمه های کمتر
- ستیزه
- ناسازگاری
- کشاکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conflito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تداخل
Deixe-me assegurar-lhes que não haverá conflito de interesses entre eu e David Ershon.
هيچ تداخل کاري در وظيفه من و موکلم وجود نداره
عباراتی شبیه به "conflito" با ترجمه به فارسی
-
تصادم کردن
-
تعارض منافع
-
ناآرامی اجتماعی · ناسازگاري گروه