ترجمه "conselheiro" به فارسی
مشاور, رهنمون, عضو شورا بهترین ترجمه های "conselheiro" به فارسی هستند.
conselheiro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
مشاور
nounNós temos os dados para saber o que é um bom conselheiro.
ما اطلاعات لازم برای شناختن یک مشاور خبره را در دست داریم.
-
رهنمون
noun -
عضو شورا
É a Ilha de Manhattan, conselheiro!
داريم در مورد منهتن صحبت ميکنيم جناب عضو شورا
-
وکیل مدافع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conselheiro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن