ترجمه "consumidor" به فارسی

مصرف کننده, کاربر, مصرفکنندهها بهترین ترجمه های "consumidor" به فارسی هستند.

consumidor noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصرف کننده

    noun

    Depois há a necessidade da ultraconveniência do consumidor.

    موضوع بعد نیاز مصرف کننده به راحتی زیاد است.

  • کاربر

    noun

    Não é projetado apenas para satisfazer os desejos de uma pessoa, o consumidor, mas ele tem que respeitar as preferências de todos.

    و برای این طراحی نشده که خواسته های یک انسان یا کاربر رو برآورده کنه، در حقیقت، ربات باید به ترجیحات همه احترام بگذارد.

  • مصرفکنندهها

    consumidores não sabem quanto as coisas custam. Vocês sabem?

    چون مصرفکنندهها نمیدونن این چیزها چه قدر هزینه داره. شما میدونید؟

  • مشتری

    noun

    Porque capitalismo somado a robôs origina questões relacionadas com a proteção do consumidor e a privacidade.

    بدلیل اینکه روبات بعلاوه سیستم سرمایهداری مساوی است با پرسشهایی در خصوص حقوق و حریم شخصی مشتری.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consumidor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Consumidor
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصرفکننده

    زاهد باهر

    Há mais oferta ao consumidor, o mercado é maior.

    انتخاب مصرفکننده ب��شتر است، بازار دارد بزرگتر میشود.

عباراتی شبیه به "consumidor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "consumidor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه