ترجمه "contato" به فارسی
مخاطب, تماس, لمس بهترین ترجمه های "contato" به فارسی هستند.
contato
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
مخاطب
Em quase todas as culturas, espera-se que oradores públicos mantenham certo grau de contato visual.
تقریباً در تمام فرهنگها از سخنران انتظار میرود که تا حدّی با مخاطب خود ارتباط چشمی داشته باشد.
-
تماس
nounSe ele telefonar, diga-lhe que vou entrar em contato com ele depois.
اگر او زنگ زد به او بگو که بعدا با او تماس می گیرم.
-
لمس
Tudo em que ela tocasse e toda pessoa que entrasse em contato com ela ficava aviltada.
همچنین هر چیزی یا هر کسی را که لمس میکرد نجس به حساب میآمد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contato" با ترجمه به فارسی
-
نیروی تماسی
-
عدسک
-
تماس گرفتن
-
تماس گرفتن
-
مخاطب فهرست فعال
-
اطلاعات تماس
-
عدسک
-
چشم تو چشم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن