ترجمه "continente" به فارسی
قاره, اقلیم, خشکی بهترین ترجمه های "continente" به فارسی هستند.
continente
noun
masculine
دستور زبان
-
قاره
nounJunção de países localizados na mesma parte da terra
Foi o que começámos a fazer num dos maiores países do continente, a Nigéria.
و اینکار را شروع کردیم در یکی از بزرگترین کشورهای قاره، نیجریه.
-
اقلیم
noun -
خشکی
nounAinda temos navios suficientes para levar os Dothraki ao continente.
هنوز برای انتقال دوتراکی ها به خشکی کشتی کافی داریم.
-
ترجمه های کمتر
- محتوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Continente
-
اقلیم
noun -
قاره
nounFoi o que começámos a fazer num dos maiores países do continente, a Nigéria.
و اینکار را شروع کردیم در یکی از بزرگترین کشورهای قاره، نیجریه.
عباراتی شبیه به "continente" با ترجمه به فارسی
-
اقلیم · قاره
-
امريکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن