ترجمه "convento" به فارسی
صومعه, مجمع, صومعه بهترین ترجمه های "convento" به فارسی هستند.
convento
noun
masculine
دستور زبان
-
صومعه
nounHá um convento do outra lado da colina.
یک صومعه که بیش از تپه وجود دارد.
-
مجمع
nounBragnae e eu espiávamos o convento de Brittas.
من و براني داشتيم جاسوسي مجمع بريتانيا رو ميکرديم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Convento
-
صومعه
nounNo Convento de Santa Cecília, existem muitas almas famintas.
.در صومعه ي " سلينا " گرسنه هاي زيادي هست
تصاویر با "convento"
عباراتی شبیه به "convento" با ترجمه به فارسی
-
مجمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن