ترجمه "conversor" به فارسی
مبدل, برگرداننده, تبدیل کننده بهترین ترجمه های "conversor" به فارسی هستند.
conversor
-
مبدل
nounEsses caras não distinguem um conversor termodinâmico de um peido quente.
فرق يك مبدل گرمايي رو با بخاري تشخيص نميدن.
-
برگرداننده
noun -
تبدیل کننده
nouno melhor conversor de sol em comida que a humanidade conhece.
که برترین تبدیل کننده شعاع خورشیدی به غذا است که مردم پیدا کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conversor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conversor" با ترجمه به فارسی
-
مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
-
مبدل بوست
-
درایو فرکانسمتغیر
-
مبدل دیجیتال به آنالوگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن