ترجمه "coquetel" به فارسی

نوشابه, مهمانی, کوکتل بهترین ترجمه های "coquetel" به فارسی هستند.

coquetel noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشابه

    noun

    Ele não era inocente porque escolheu tomar um coquetel?

    آيا اون بي گناه نبود چون انتخاب کرد که نوشابه بخره ؟

  • مهمانی

    noun

    Quando vou a um coquetel de acadêmicos

    اگر من به یک مهمانی دانشگاهی بروم

  • کوکتل

    O coquetel que dei também me derrubaria, com certeza.

    کاشکی میتونستم یه مهمونی بگیرمو یه کوکتل بهت میدادمو میگفتم دنیا تخممه, مطمئن باش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coquetel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coquetel
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمانی

    noun

    Quando vou a um coquetel de acadêmicos

    اگر من به یک مهمانی دانشگاهی بروم

  • کوکتل

    O coquetel que dei também me derrubaria, com certeza.

    کاشکی میتونستم یه مهمونی بگیرمو یه کوکتل بهت میدادمو میگفتم دنیا تخممه, مطمئن باش

عباراتی شبیه به "coquetel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coquetel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه