ترجمه "cozinhar" به فارسی

پختن, پخت و پز, آشپزی بهترین ترجمه های "cozinhar" به فارسی هستند.

cozinhar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پختن

    verb

    Uso lanternas de gás e para cozinhar uso um fogão de campismo.

    واسه غذا پختن ، یه منقل گازی دارم.

  • پخت و پز

    As pessoas estavam cozinhando com a única fonte de combustível delas, madeira verde.

    آدمها با تنها منبع سوختشان یعنی الوار سبز پخت و پز میکردند.

  • آشپزی

    noun

    Ela gosta de cozinhar para a família.

    او دوست دارد برای خانواده اش آشپزی کند.

  • ترجمه های کمتر

    • پخته
    • حاضر کردن
    • مهیا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cozinhar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cozinhar"

عباراتی شبیه به "cozinhar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cozinhar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه