ترجمه "creme" به فارسی
کرم, سرشیر, خامه بهترین ترجمه های "creme" به فارسی هستند.
creme
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
کرم
Noun;Adjective nouncor
Só me dê um de chocolate com creme no meio!
فقط چند تا کیکِ شکلاتیِ کرم دار برام بنداز.
-
سرشیر
noun -
خامه
Vamos amarrar creme de trigo em um poste e atraí-lo pra fora.
يکم نون خامه ايِ گندمي ميبنديم به يه نخ و ميکشونيمش بيرون.
-
ترجمه های کمتر
- روغن
- سوپ خامه اي
- مرهم
- پماد
- کرم رنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " creme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Creme
-
کرم
noun properSó me dê um de chocolate com creme no meio!
فقط چند تا کیکِ شکلاتیِ کرم دار برام بنداز.
عباراتی شبیه به "creme" با ترجمه به فارسی
-
خمیر دندان · خمیردندان
-
خامه ترش
-
خامه زده شده
-
خمیر دندان
-
کاستارد
-
سار طوقی سینهزرد حنایی
-
کف ریشتراشی
-
sukhtan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن