ترجمه "cruzado" به فارسی
اصلاح طلب, جنگجوي صليبي, مصلح بهترین ترجمه های "cruzado" به فارسی هستند.
cruzado
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
اصلاح طلب
noun -
جنگجوي صليبي
-
مصلح
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cruzado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cruzado" با ترجمه به فارسی
-
هاشور متقاطع
-
بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · واكنش متقاطع (پادگن-پادتن) · واكنشهاي آنتیژن-آنتیبادی · واکنشهای پادگن- پادتن
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
دگرگردهافشانی · گردهافشاني متقابل
-
تحليل مقطع عرضي
-
جنگهای صلیبی
-
جستجو محاسب
-
عفونت · عفونت متقاطع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن