ترجمه "documental" به فارسی
سندی, مستند بهترین ترجمه های "documental" به فارسی هستند.
documental
adjective
masculine
دستور زبان
-
سندی
adjective -
مستند
adjectiveNão trabalho o dia-a-dia tal como ele é, nem sou fotógrafa documental no senso comum da palavra.
کار من مربوط به زندگی روزمره نیست، و من یک عکاس مستند به شکل منطقی نیستم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " documental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "documental" با ترجمه به فارسی
-
عکاسی مستند
-
فرضیه مستند
-
علوم كتابداری · کتابداری
-
فیلم مستند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن