ترجمه "duro" به فارسی

صلب, مقاوم, پایدار بهترین ترجمه های "duro" به فارسی هستند.

duro adjective adverb verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلب

    adjective
  • مقاوم

    adjective

    E não são apenas os corpos que os tornam tão duros.

    و تنها بدن آنها نيست که اين موجودات را مقاوم ميکند

  • پایدار

    adjective

    Quando você faz algo filantrópico para ajudar outra pessoa, isso dura e dura.

    ولی وقتی که یک عمل بشردوستی برای کمک به شخص دیگر انجام میدهید، خوشی پایدار میماند.

  • ترجمه های کمتر

    • seft
    • سفت
    • چغر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " duro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "duro" با ترجمه به فارسی

  • گندم سخت · گندم ماكاروني
  • سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
  • سختشامه
  • سرتق · سمج · کله شق
  • سینوسهای سیاهرگی سختشامه
  • الياف ساختاري · الیاف سخت
  • ابقا کردن · به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
  • صدفهای خوراکی سخت
اضافه کردن

ترجمه های "duro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه