ترجمه "efeito" به فارسی
اثر, اخرین شماره, انجام بهترین ترجمه های "efeito" به فارسی هستند.
efeito
noun
masculine
دستور زبان
Consequência ou resultado de uma acção.
-
اثر
nounConsequência ou resultado de uma acção.
Havia também um trabalho sobre o efeito fotoelétrico, razão pela qual os painéis solares funcionam.
و دیگری اثر فوتوالکتریک، که چرا سلولهای خورشیدی کار میکنند، و عالی است.
-
اخرین شماره
noun -
انجام
verb nounEste testamento só terá efeitos quando o herdeiro cumpra os requisitos.
این کار فقط وقتی انجام میشه که وارث مطابق شروط رفتار کنه.
-
ترجمه های کمتر
- برآمد
- سرانجام
- پی امد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " efeito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "efeito" با ترجمه به فارسی
-
جلوه سه بعدی
-
گازهای گلخانهای
-
جلوه های متن
-
اثر مشاهدهگر
-
اثر ارابه موسیقی
-
اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · واكنشهاي نامطلوب دارويي · واکنشهای سوء دارو
-
اثر همافزايي · همافزایی · همكرداري · همنیروزادی
-
اثر فوتوالکتریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن