ترجمه "elefante" به فارسی

فیل, پیل, فيل بهترین ترجمه های "elefante" به فارسی هستند.

elefante noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیل

    noun

    Eu vou percorrer a Índia montada num elefante.

    میخوام که برم و عرض هند را طی کنم بر پشت یک فیل.

  • پیل

    noun
  • فيل

    Nosso refúgio de animais selvagens é ideal para seu elefante.

    پناهگاه حيوانات ما ، ايده آل ترين فضا براي فيل شماست.

  • ترجمه های کمتر

    • فیلها
    • fil
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elefante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "elefante"

عباراتی شبیه به "elefante" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "elefante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه