ترجمه "eleitor" به فارسی
رای دهنده ترجمه "eleitor" به فارسی است.
eleitor
noun
masculine
دستور زبان
-
رای دهنده
nounMeu oponente, aparentemente, pensa que os eleitores são tolos e crédulos.
رقیب من فکر کرده رای دهنده های این شهر همه احمق هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eleitor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eleitor" با ترجمه به فارسی
-
امرای انتخاباتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن