ترجمه "encarnado" به فارسی
قرمز, سرخ جامه, قرمز رنگ بهترین ترجمه های "encarnado" به فارسی هستند.
encarnado
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Uma cor do espectro visível. A cor do sangue.
-
قرمز
nounUma cor do espectro visível. A cor do sangue.
Trinta cavalos na colina encarnada.
سي اسب سفيد بر روي يک تپه قرمز
-
سرخ جامه
adjective -
قرمز رنگ
adjective -
پارچه مخمل
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encarnado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "encarnado"
عباراتی شبیه به "encarnado" با ترجمه به فارسی
-
تریفولیوم انکارناتوم · شبدر گلميخكي
-
جواهرمرغ گلوارغوانی
-
فلفل قرمز · فلفل قرمز (ادويه) · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن