ترجمه "escova" به فارسی

برس, شت, فرچه بهترین ترجمه های "escova" به فارسی هستند.

escova noun verb feminine دستور زبان

Um utensílio com pega, e uma cabeça com cerdas, mais ou menos flexíveis, usado para arranjar o cabelo.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • برس

    noun

    Por isso eu continuo trabalhando, mesmo que seja para uma escova de banheiro.

    به همین دلیله که من کارم رو ادامه میدم ، حتي اگه برای یک برس توالت باشه !

  • شت

  • فرچه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " escova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Escova
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاروبک

    براش الکتریکی

    Podemos comprar motores de passo que praticamente nunca se gastam porque não têm escovas, por um dólar.

    و شما می توانید استپ موتورهایی به قیمت یک دلار بخرید که تقریباً هیچ وقت فرسوده نمی شوند چون جاروبک ندارند.

تصاویر با "escova"

عباراتی شبیه به "escova" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "escova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه