ترجمه "etiqueta" به فارسی

برچسب, اتیکت, بر چسب زدن بهترین ترجمه های "etiqueta" به فارسی هستند.

etiqueta noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • برچسب

    noun

    Me cobriu com um lençol e pôs uma etiqueta no meu dedo do pé.

    منو با ملافه پوشوند و یه برچسب به نوک انگشتم زد.

  • اتیکت

  • بر چسب زدن

  • ترجمه های کمتر

    • برچسب زدن
    • برچسب قیمت کالا
    • برچسب گذاری
    • رسوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " etiqueta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Etiqueta
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • آداب

    noun

    Talvez eu pense mais na etiqueta dos sons do que a média das pessoas que ouvem bem.

    شاید من درباره آداب صدا بیشتر از متوسط مردم شنوا بدانم.

عباراتی شبیه به "etiqueta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "etiqueta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه