ترجمه "faixa" به فارسی
نشان, آهنگ, بند بهترین ترجمه های "faixa" به فارسی هستند.
faixa
noun
feminine
دستور زبان
-
نشان
noun -
آهنگ
nounA seguir, toquei uma faixa de piano por baixo, para que os cantores tivessem alguma coisa para ouvir.
بعدا یک آهنگ پیانو زیرش گذاشتم تا خوانندهها چیزی برای شنیدن داشته باشند.
-
بند
noun" Você prefere meu cabelo com prendedor ou com uma faixa? "
فکر مي کني موهام با سنجاق سر بهتره يا با هد بند ؟
-
ترجمه های کمتر
- تسمه
- راه باریک
- راه دریایی
- شیار
- نوار
- نوار آگهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faixa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Faixa
-
نوار تبلیغاتی خبر
عباراتی شبیه به "faixa" با ترجمه به فارسی
-
گذرگاه عابران پیاده
-
کشت نواری
-
كودپاشي بينرديفي · كودپاشي رديفي · كودپاشي نوار جانبي · نواربندی بذر · کودپاشی نواری
-
باند عبور
-
كودپاشي بينرديفي · كودپاشي رديفي · كودپاشي نوار جانبي · نواربندی بذر · کودپاشی نواری
-
آبیاری نواری
-
نوار تبلیغاتی خبر
-
فیلتر میانناگذر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن