ترجمه "febre" به فارسی

تب, تب مالاریا, تب نوبه بهترین ترجمه های "febre" به فارسی هستند.

febre noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • تب

    noun

    Imunossupressores bloquiam a febre, você não deveria estar tão quente.

    از کار اندازنده هاي سيستم ايمني جلوي تب رو مي گيره ، اصلاً نبايد تب داشته باشي.

  • تب مالاریا

    noun
  • تب نوبه

    noun

    Agora vou falar-vos do que é a febre de dengue, para aqueles que não sabem.

    حالا، اجازه میخوام که کمی راجع به تب نوبه توضیح بدم، البته، برای افرادی که علاقه مندن که بدونن....

  • ترجمه های کمتر

    • تب و لرز
    • تبدار
    • درجه حرارت
    • درجه گرما
    • دما
    • هیجان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " febre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "febre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "febre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه