ترجمه "fedor" به فارسی
تعفن, گند, بخار بهترین ترجمه های "fedor" به فارسی هستند.
fedor
noun
masculine
دستور زبان
-
تعفن
nounO Murtagh está lá em baixo a lavar o fedor de uma prisão francesa.
مورتا طبقه پایینه تعفن زندان فرانسه رو از تنش مش شوره
-
گند
nounVejo que segue tentando contaminar o ar com esse fedor.
مي بينم که هنوزم سعي ميکني هوا را با بوي گند اين دود آلوده کني.
-
بخار
noun -
بخار دهان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fedor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن