ترجمه "folha" به فارسی

برگ, ورقه, برگه بهترین ترجمه های "folha" به فارسی هستند.

folha noun feminine دستور زبان

Uma peça rectangular de papel.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگ

    noun

    De 3 (pedaço de papel em branco) [..]

    As folhas ficam pardas no outono.

    برگ ها قهوه ای می شن توی پاییز.

  • ورقه

    noun

    De 7 (chapa ou lâmina de qualquer material)

    Os nossos nomes estão na folha de entrada.

    نه ، اما اسم مون روي ورقه ي وروديه.

  • برگه

    noun

    Ou há apenas uma pergunta, impressa numa das nossas folhas.

    يا اينکه فقط يک سوال روي فقط يکي از برگه ها چاپ شده باشه.

  • ترجمه های کمتر

    • برگها
    • اعلان و آگهی
    • بافت
    • بافته
    • برگ درختان
    • برگهاي سوزني مخروطیان
    • برگی شکل
    • دستمال
    • روزنامه
    • شاخ وبرگ
    • صفحه
    • طبع روزنامه
    • فویل
    • مجله
    • مجله رسمی
    • نسج
    • ورق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " folha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Folha
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگ

    noun

    As folhas ficam pardas no outono.

    برگ ها قهوه ای می شن توی پاییز.

تصاویر با "folha"

عباراتی شبیه به "folha" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "folha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه