ترجمه "gangrena" به فارسی
قانقاریا, گانگرن, بافتمردگی بهترین ترجمه های "gangrena" به فارسی هستند.
gangrena
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
قانقاریا
nounQuando um braço é amputado, ou uma perna, por gangrena,
وقتی یه دست یا پا قطع میشه، بخاطر قانقاریا،
-
گانگرن
-
بافتمردگی
-
ترجمه های کمتر
- فساد
- قانقاري
- نکروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gangrena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gangrena" با ترجمه به فارسی
-
قانقارياي گازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن