ترجمه "gansa" به فارسی
غاز, قاز بهترین ترجمه های "gansa" به فارسی هستند.
gansa
noun
feminine
دستور زبان
-
غاز
nounKaren, no Natal mande dois gansos para o doutor.
كارن ، يادت باشد كه كريسمس براي آقاي دكتر دوتا غاز بفرستيم.
-
قاز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gansa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gansa" با ترجمه به فارسی
-
ويروس آدنو-وابسته · ويروس هپاتيت غاز · پاروویریده
-
غاز · غازها · غازهاي بالغ نر
-
غازسانان
-
غاز قونما
-
غاز پیشانیسفید کوچک
-
اتو · غاز · غاز قاز · غازها · غازهاي بالغ نر · قاز · نگاه · هیس
-
غاز خاکستری
-
گوشت غاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن