ترجمه "humano" به فارسی

آدمی, انسان, مردم بهترین ترجمه های "humano" به فارسی هستند.

humano adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدمی

    noun

    A tendência humana de sermos presunçosos e críticos também estava presente na época de Alma.

    تمایل آدمی به پارسا نمائی و قضاوت در زمان آلما نیز وجود داشت.

  • انسان

    noun

    Os humanos não foram feitos para viver para sempre.

    انسان ها هرگز قرار نبوده تا ابد زندگی کنند.

  • مردم

    noun p

    Desde então, os governos humanos são incapazes de proteger as pessoas de guerras, crimes e injustiças.

    از آن موقع تاکنون حکومتهای بشری از حفظ مردم در مقابل جنگ، جنایت، و بیعدالتی عاجز ماندهاند.

  • ترجمه های کمتر

    • نفر
    • کس
    • آدم
    • ادم
    • انسانی
    • مشیه
    • مَردُم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " humano " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Humano
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • انسان

    noun
  • انسان (ابهامزدایی)

    یک صفحهٔ ابهامزدایی در ویکیپدیا

تصاویر با "humano"

عباراتی شبیه به "humano" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "humano" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه