ترجمه "interior" به فارسی

حومه شهر, داخل, در وسط بهترین ترجمه های "interior" به فارسی هستند.

interior adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • حومه شهر

    noun

    Eu conheci um bando de crianças de rua que tinham vindo a Jacarta do interior,

    دستهای از کودکان بیخانمان را دیدم که از حومه شهر به جاکارتا آمده بودند،

  • داخل

    noun adposition

    A cena, no interior do edifício, era devastadora e surreal.

    و صحنه داخل این ساختمان تأسف بار و عجیب بود.

  • در وسط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • درون
    • دل
    • قسمت وسط
    • ییلاقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interior " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Interior
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • درون (توپولوژی)

عباراتی شبیه به "interior" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interior" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه