ترجمه "intermitente" به فارسی
متناوب ترجمه "intermitente" به فارسی است.
intermitente
adjective
دستور زبان
-
متناوب
adjectiveMas muitos continuam a sofrer de dores intermitentes.
بسیاری همچنان به تحمل درد متناوب ادامه میدهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermitente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intermitente" با ترجمه به فارسی
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن