ترجمه "interno" به فارسی
درونی, داخلی بهترین ترجمه های "interno" به فارسی هستند.
interno
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
درونی
adjectiveNote que os sacerdotes são retratados como servindo no pátio interno.
توجه کن که کاهنان مشغول خدمت در صحن درونی میباشند.
-
داخلی
adjectiveSão mais limpos, mais baratos e mais silenciosos do que os motores de combustão interna.
و همچنین، پاکتر، ارزانتر و کمصداتر هستن نسبت به موتورهای احتراق داخلی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interno" با ترجمه به فارسی
-
پایهگذاری مزرعه
-
مدرسه سختگیر
-
توليد ناخالص داخلي · تولید ناخالص داخلی · تولید ناخالص ملی · جي.ان.پي
-
سبک داخلی
-
بازرگانی داخلی · تجارت خانگی · تجارت داخلی
-
بیمار بستری
-
کپسول داخلی
-
بازارهای داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن