ترجمه "intervalo" به فارسی

فاصله, بازه, پارهخط بهترین ترجمه های "intervalo" به فارسی هستند.

intervalo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    De 5 (termo de música)

    Quatro eclipses lunares seguidos em intervalos de seis meses.

    چهار ماه گرفتي پي در پي با فاصله شش ماه از هم.

  • بازه

    Isso representa um intervalo de tempo de oito anos.

    این نشان دهنده یک بازه زمانی هشت ساله است.

  • پارهخط

    De 4 (termo de matemática)

  • ترجمه های کمتر

    • توقف
    • درضمن
    • مدت
    • موقت
    • وقفه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intervalo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intervalo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intervalo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه