ترجمه "jogo" به فارسی

بازی, قمار, بازی کردن بهترین ترجمه های "jogo" به فارسی هستند.

jogo noun verb masculine دستور زبان

De 1 (atividade recreativa que segue certas regras) [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازی

    noun

    De 1 (atividade recreativa que segue certas regras)

    Você sabe jogar xadrez?

    بلدید شطرنج بازی کنید؟

  • قمار

    noun

    E está usando fundos da organização para o seu jogo!

    UND او با استفاده از منابع مالی سازمان برای قمار خود را!

  • بازی کردن

    verb

    Alguns desses doentes jogaram um jogo de vídeo enquanto conduziam numa pequena cidade.

    وبرخی از این بیماران در یک بازی ویدئویی بازی کردند جایی که اونها دوروبریک شهر کوچک میگردند.

  • ترجمه های کمتر

    • تفریح
    • سرویس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jogo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jogo"

عباراتی شبیه به "jogo" با ترجمه به فارسی

  • تحرك اجتماعي · رفتار اجتماعی · رفتار بازي · رفتار جمعي · رفتار گروهي · چيرگي جانوران
  • ورقبازی
  • بازیهای تختهای
  • بازی ویدئویی معمایی
  • ارائه دهنده بازی
  • جنگ نادر
  • المپیک زمستانی
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · نظريه بازي
اضافه کردن

ترجمه های "jogo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه