ترجمه "lanterna" به فارسی
فانوس, چراغ قوه, لنتر بهترین ترجمه های "lanterna" به فارسی هستند.
lanterna
noun
feminine
دستور زبان
-
فانوس
nounA coisa das lanternas que fazem pela princesa?
منظورت فانوس هايي كه بخاطر شاهدخت به هوا ميفرستن ؟
-
چراغ قوه
nounE isso é uma pequena tocha feita de uma lanterna partida.
و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.
-
لنتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lanterna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lanterna
-
چراغ قوه
nounE isso é uma pequena tocha feita de uma lanterna partida.
و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.
تصاویر با "lanterna"
عباراتی شبیه به "lanterna" با ترجمه به فارسی
-
فانوس کاغذی
-
فانوس · فانوس کاغذی
-
چراغ قوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن