ترجمه "lar" به فارسی

خانه, میهن, اجاق بهترین ترجمه های "lar" به فارسی هستند.

lar noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانه

    noun

    Nem sequer sei onde é o meu lar, mas também sinto falta dele.

    من حتی نمیدونم خونه م کجاست اما دلم براش تنگ شده.

  • میهن

    noun
  • اجاق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خانهها
    • خانوارها
    • زندگی خانگی
    • مقر
    • گلخن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lar
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانمان

    O atirador do lar dos sem-abrigo?

    تيراندازي که به پناهگاه بي خانمان ها حمله کرده ؟

تصاویر با "lar"

عباراتی شبیه به "lar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه