ترجمه "latente" به فارسی
ناپیدا, نهفته, پنهان بهترین ترجمه های "latente" به فارسی هستند.
latente
adjective
masculine
دستور زبان
-
ناپیدا
adjective -
نهفته
Estes animais têm dentro deles a capacidade latente para viver muito mais do que vivem normalmente.
این حیوانات در خودشان قابلیت نهفته زندگی طولانیتری دارند نسبت به آنچه در حالت عادی تجربه میکند.
-
پنهان
adjectiveSeus poderes latentes estão começando a aparecer.
نيروهاي پنهان تو دارن کم کم خودشونو نشون ميدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "latente" با ترجمه به فارسی
-
عفونتهای نهفته · مراحل تحت باليني بيماري
-
گرمای نهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن