ترجمه "lavagem" به فارسی

شستشو, لباسشوءی, رختشویی بهترین ترجمه های "lavagem" به فارسی هستند.

lavagem noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شستشو

    Depois que a lavagem terminou, o braço foi cuidadosamente enxugado com uma toalha.

    پس ازپایان شستشو، بازو به دقّت با حوله خشک شد.

  • لباسشوءی

  • رختشویی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lavagem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lavagem" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lavagem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه