ترجمه "lento" به فارسی
آهسته, سست بهترین ترجمه های "lento" به فارسی هستند.
lento
adjective
masculine
دستور زبان
-
آهسته
adjectiveE até tornam mais lento o fluir dos genes.
و حتی روند تفییر ژن را آهسته می کنند.
-
سست
(2 Reis 17:16-18) Para eles, esse pacto parecia tão fraco como o fluxo lento das águas de Siloé, que fornecia a água de Jerusalém.
( ۲پادشاهان ۱۷:۱۶-۱۸) در نظر آنان این عهد همچون جریان باریک آبهای شیلوه، یعنی منبع آبرسانی اورشلیم، ضعیف و سست است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lento" با ترجمه به فارسی
-
مقصود · هدف
-
آفتكشهاي آهستهرهايش · آفتکشهای کندرها · كودهاي با رهايش کنترلشده
-
عدسک
-
عدسی دو دید
-
عدسی
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
نيمجوشكردن
-
عدسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن