ترجمه "limbo" به فارسی
برگ, برزخ, برگها بهترین ترجمه های "limbo" به فارسی هستند.
limbo
noun
masculine
دستور زبان
-
برگ
noun -
برزخ
nounHá milhões de refugiados a viver no exílio, num limbo.
میلیونها پناهنده در تبعید در برزخ زندگی میکنند.
-
برگها
noun
-
ترجمه های کمتر
- برگهاي سوزني مخروطیان
- تیغ
- نامعلومي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limbo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Limbo
-
لیمبو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن