ترجمه "local" به فارسی
جا, محل, محلی بهترین ترجمه های "local" به فارسی هستند.
local
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Lugar (localidade) de uma ação ou evento. [..]
-
جا
nounApenas destruíram o local, agrediram, e foram embora.
فقط همه جا رو داغون کردن ، زدن و رفتن.
-
محل
nounTinham atirado a persiana velha para o local de coleta de lixo.
اونها کرکره قدیمی رو توی محل جمعاوری زباله دان انداختند.
-
محلی
adjectiveEle é um pastor local, e o tratavam como uma celebridade.
پدرم واعظ محلی است ولی رفتارشان با او مثل یک فرد مشهور بود.
-
ترجمه های کمتر
- جايگاه
- سایت
- مقدمات
- موضعی
- مکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " local " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "local" با ترجمه به فارسی
-
مناطق تخمریزی · منطقه تخمریزی
-
شبکه محلی
-
بسته محلی
-
گروه محلی
-
مناطق تخمریزی مصنوعی
-
حکومت محلی
-
فاکتورهای جایگاه
-
حکومت محلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن