ترجمه "meia" به فارسی

جوراب, بازیکن میانه, درست بهترین ترجمه های "meia" به فارسی هستند.

meia adjective noun verb numeral feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوراب

    noun

    Disso a gente se lembra, mas nos lembramos das meias?

    ما همه اينو يادمونه ، اما جوراب رو يادمون نبود!

  • بازیکن میانه

  • درست

    noun

    Os sacerdotes, com a arca do pacto, foram até o meio do rio seco.

    کاهِنان که صندوق عهد را حمل میکنند، درست تا وسط رود خشک میروند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Meia
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوراب

    noun

    پوشاکی بافته شده از نخ، نایلون و یا کاموا است که برای پوشاندن پا از آن استفاده میشود

    Disso a gente se lembra, mas nos lembramos das meias?

    ما همه اينو يادمونه ، اما جوراب رو يادمون نبود!

تصاویر با "meia"

عباراتی شبیه به "meia" با ترجمه به فارسی

  • تسویه کردن · مصالحه کردن
  • سوبستراهاي كشت · محيطهاي مغذي · محیطهای کشت
  • شصت و نه
  • وروديها · وروديهاي كشاورزي · ورودیهای مزرعه
  • سوبستراهاي كشت · محيطهاي مغذي · محیط کشت · محیطهای کشت
  • اردكماهي ساري · سوزنماهی · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
  • نیمافراشتگی
اضافه کردن

ترجمه های "meia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه