ترجمه "mel" به فارسی

انگبین, عسل, شهد بهترین ترجمه های "mel" به فارسی هستند.

mel noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگبین

    noun
  • عسل

    noun

    De 1 (substância doce elaborada pelas abelhas)

    Só no início, para termos um lugar para ficar após a lua de mel.

    فقط واسه شروع که بعد از ماه عسل جايي براي خواب داشته باشيم.

  • شهد

    noun

    Uma expressão disso foi uma nuvem de dia e um fogo de noite, que guiaram os israelitas para ‘uma terra que manava leite e mel’.

    یک نمونهٔ آن، ابری در روز و آتشی در شب بود که اسرائیلیان را به زمین ‹جاری به شیر و شهد› راهنمائی میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • انگوین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mel
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • عسل

    noun

    Só no início, para termos um lugar para ficar após a lua de mel.

    فقط واسه شروع که بعد از ماه عسل جايي براي خواب داشته باشيم.

تصاویر با "mel"

عباراتی شبیه به "mel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه