ترجمه "migrar" به فارسی

جابه جا شدن, درگاه, کوچیدن بهترین ترجمه های "migrar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Estão a migrar! ↔ هي مو طلايي, بيا اينجا!

migrar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جابه جا شدن

  • درگاه

    noun
  • کوچیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " migrar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "migrar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Estão a migrar!
هي مو طلايي, بيا اينجا!
Obviamente, as espécies não têm para onde migrar num sistema como este.
واضح است که گونههاى جانورى در سيستمى مثل اين هیچ جايى براى مهاجرت ندارند.
Estão a migrar rio acima, olhe!
دارن به طرف بالاي رودخانه ميرن
Temo que estejam começando a migrar pra fora do nosso vale.
. مي ترسم از قسمتي که ما هستيم شروع به مهاجرت کنن
Deveriam migrar para Wadmalaw Sound.
بنظر ميخوان به گواتمالا مهاجرت کنن